39. آسياب چاق كردن:
دروغ گفتن و چاخان كردن. معركه گرفتن و ديگران را سرِ كار گذاشتن.
معمولاً به شكل امري گفته ميشود: «آسياب چاق نكن!» يا در وصف كسي ميگويند: «يك آسيابي چاق كرده بود كه نگو / كه بيا و ببين!» [يَك آسيويي چاق كرده بيد ... .]
چاق كردن: درست كردن، آماده كردن.
[اصطلاح به لهجهي دهكردي: آسيو چاق كردن!]
نظر شما دوست عزیز در بارهی این اصطلاح و توضیحش چیست؟
آیا جمله یا ضربالمثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقهی خود سراغ دارید؟
لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.
+ نوشته شده در شنبه هفتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 8:4 توسط دِیکُرد
|