دروغ گفتن و چاخان كردن. معركه گرفتن و ديگران را سرِ كار گذاشتن.‏

معمولاً‌ به شكل امري گفته مي‌شود: «آسياب چاق نكن!» يا در وصف كسي مي‌گويند: «يك آسيابي چاق كرده بود كه نگو / كه بيا و ببين!» [يَك آسيويي چاق كرده بيد ... .]‏

چاق كردن: درست كردن، آماده كردن.

[اصطلاح به لهجه‌ي ده‌كردي: آسيو چاق كردن!]‏

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.