28. آدم تا زنده است بايد از دهنش آتش درآيد، وقتي مُرد از قبرش:



آدم بايد فعّال و باغيرت و جوان‌مرد باشد. بايد جوش و خروش و شر و شور داشته باشد نه اين كه خموده و بي‌حال و سست باشد. براي تحريك به كار و تلاش گفته مي‌شود.

[اصطلاح به لهجه‌ي ده‌كردي: آدِم تا زندِس بايِد اَ دهنِش آتيش در بي‌ياد، وختي مُرد اَ دهنش / دَنِش.]

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.

27. آدم بي‌عار نانش توي كُلونِ در است:


 
بي‌عار به سادگي، نانش به دستش مي‌رسد و درمانده نمي‌شود.

نوعي اظهار گلايه‌ي مبالغه‌آميز فرد زحمت‌كش است كه با وجود كوشش بسيار به نتيجه نمي‌رسد و هم‌چنان مشكلات مالي دارد، امّا مي‌بيند ديگراني كه از نظر او، يا واقعا، تنبل و بي‌عار هستند، به سادگي و بي هيچ زحمت و تلاشي، زندگي خود را مي‌گذرانند؛ گويي كه نان آن‌ها دمِ درِ خانه‌شان يا در كُلونِ در خانه‌شان است.

* بي‌عار: تنبل، تن‌پرور. * كُلون:‌ قفل‌هاي قديمي درِ خانه‌ها كه از داخل خانه در را قفل مي‌كرد.

[اصطلاح به لهجه‌ي ده‌كردي: آدِم بي‌عار نونِش تو كولون درِس / دره.]

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.

دکتر خواجه علی هم لطف کرده و نوشته اند:

این طور هم می گویند:

«بی عار بی کار، نون تو کولون»

با تشکر از ایشان.

26. آدم بی‌عار کار زوردار می‌کند:‏

 

برای کسی می‌گویند که هنگام کار کردن، صبوری به خرج نمی‌دهد و به جای چند بار، به یک بار، بار سنگینی را بلند و جا به جا می‌کند.‏

* بی‌عار: تنبل. * کار زوردار: کار سنگین و صدمه‌زننده.‏

‏[یادداشت: اصطلاح به لهجه‌ی ده‌کردی: آدِم بی‌عار کار زوردار می‌کونِد / می‌کونِه.]

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.

25. آدم بی‌عار را گذاشتند توی جوال، گفت: پاهایم بیرون است! (پاهایش را هم گذاشتند توی جوال!):‏

نهایت بی‌عاری و تنبلی را بیان می‌کند. برای کسی گفته می‌شود که حتّی کوچک‌ترین حرکتی هم برای راحتی خودش انجام نمی‌دهد.‏

* بی‌عار: تنبل. *جوال: گونی یا کیسه‌ی خیلی بزرگ.‏

‏[یادداشت: اصطلاح به لهجه‌ی ده‌کردی: آدِم بی‌عارا هشتن تو جووال، گف: پاهام بیرونه / بیرونِس (پاهاشم هشتن تو جووال!]‏

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.

24. آدم به یک گُلّه چُلّه بند است!:‏

‏(حواست باشد که / بدان که) ضربه‌ای کوچک ممکن است آدم را از بین ببرد.

این جمله‌ی هش‌دارآمیز را به کسی می‌گویند که خشم‌گین است و می‌خواهد به کسی که از او عصبانی است، حمله کند. در واقع به او هش‌دار می‌دهند که: ممکن است طرف را بکُشی!‏

* گُلّه: تکّه. * چُلّه: پنبه. *یک گُلّه چُلّه: پنبه‌ای به میزان یک غوزه. پنبه‌ی خیلی ناچیز.‏

‏[یادداشت: اصطلاح به لهجه‌ی ده‌کردی: آدِم به یه گُلّه چُلّه بنده!]‏


نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.

23. آدم بدبخت، بچّه‌اش یا پسر می‌شود یا دختر!:

طنزی است در جواب کسی که می‌پرسد: «بچّه‌ات پسر است یا دختر؟» و تأکیدی است بر بدبخت و بی‌چاره بودن فرد، از طرفی؛ و مهم نبودن جنس فرزند از طرف دیگر.

آن چه مهم است، خوش‌بختی است که آن هم به سبب نداری و بی‌پولی، از گوینده‌ی این سخن به دور است!

‏[اصطلاح به لهجه‌ی ده‌کردی: آدِم بدبخت، بِچِش یا پسر می‌شِد / می‌شِه یا دختر!]‏

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟


آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.

22. آداری به پاداری نبود!:

 خبری نبودن. کسی حضور نداشتن.

 مثال: رفتم آن جا ولی آداری به پاداری نبود!

‏[اصطلاح به لهجه‌ی ده‌کردی: آداری به پاداری نبید.]‏


نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.


این یادداشت دکتر خواجه علی را هم بخوانید:

گاهی وقت ها می گویند: اگه این جا بمیرم، آداری به پاداری نمی رسه. یعنی بی کس و تنها مردن و کسی به داد آدم نرسیدن.

با سپاس از ایشان.

21. آخور کسی را گرم کردن:

خورد و خوراکش را جور کردن. (بیش‌تر با فحوای منفی به کار می‌رود و نوعی اجبار را می‌رساند.

[اصطلاح به لهجه‌ی ده‌کردی: آخُور کِسیا گرم کردن.]‏

* آخور (بر وزن آجر): جایی در طویله یا اسطبل، که غذا و علوفه چهارپایان را در آن می‌ریزند.

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.