ضربالمثل 4 (سازیش کردیم، دُوُلا اِنداخ گِل کول خودمون!)
سلام بر دوستان عزيز.
مدّتي اين مثنوي، تاخير شد! بله چند وقتي وبلاگ ديكرد را به روز نكردم و اين كارم دليل داشت! منتظر بودم واكنش ها را ببينم و تجزيه و تحليل بكنم. مهم ترين نتيجه اي كه گرفتم اين بود كه از اين پس، مطالب را با زبان معيار براي شما عزيزان بنويسم، چرا كه بسياري از دوستان، از اين كه نمي توانند به سادگي با نوشته ها و مضامين آن ها ارتباط برقرار كنند، گلايه كرده بودند و انصافا حق هم دارند، چرا كه حتي بسياري از اين خوانندگان از استان خودمان كه هيچ، از همين ده كرد بوده اند و با اين حال، باز هم در ارتباط برقرار كردن با مفاهيم، اندكي مشكل داشته اند! حالا حساب كساني كه از چهار گوشه ي ايران عزيز، مهمان اين كلبه ي سر و ساده مي شوند، ديگر مشخص است و جدا.
پس قرارمان اين مي شود كه اصطلاحات دهكردي را به همان گويش يا لهجه ي ويژه ي خود مي نويسم اما توضيحات را به زبان معيار تا مراجعه كنندگان، بهره ي كافي ببرند، اما به ويژه بيندگان دهكردي وبلاگ مي توانند با همان لهجه ي خودشان نظرشان را بفرمايند. اما اصطلاح يا ضربالمثل جديد:
«سازیش کردیم، دُوُلا اِنداخ گِل کول خودمون!»
(او را سازي / ساززن / نوازنده، كرديم؛ امّا او دُهُل را انداخت به كول / شانه ي خودمان!)
این اصطلاح را برای كساني به کار می برند که پس از یادگیری فن و كار و مهارتي از بزگتر و یا استاد، در برابر او قد علم ميكنند و ادعاي برتري مي كنند و حرمت استاد و شاگردي را به جا نمی آورند.
(از اقاي مجتبي تمدن براي نوشتن اين ضرباالمثل سپاسگزارم.)