2. آب از لَک و لیویر کسی راه افتادن


طمع و میل شدید نسبت به چیزی یا کسی پیدا کردن، به نحوی که آب از دهان راه بیفتد!

* لَک و لیویر: لب و لُوچه.

* لیویر / ایلوار: لب. معمولاً به لبِ گوسفند، ایلوار می‌گویند.‏

مثال:

* تا غذاها را دید، آب از لک و لیویرش راه افتاد.

* تا چشمش به آن دختر افتاد، آب از لک و لیویرش راه افتاد.

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.

1. آب آمد و نان را بُرد.


سلام. از آخرین نوشته‌ام در این وبلاگ، شش ماهی می‌گذرد! آن وقت نوشتم: «مدّتی این مثنوی، تأخیر شد»! امّا حالا مانده‌ام چه بنویسم؟!

«چه گونه سر ز خجالت برآورم بر ِ دوست

که خدمتی به‌سزا، برنیامد از دستم؟!»

فقط می‌توانم بگویم: شرمنده‌ام، امّا باور کنید یک دنیا کار ریخته است روی سرم و بی علّت و از سر تنبلی این طور نشده است.

بعد از مدّت‌ها فکر کردن، دیدم به‌تر است برای پیش‌رفت مفیدتر وبلاگ، از یک منبع مشخّص برای بازتاب فرهنگ و اصطلاحات ده‌کردی استفاده کنم، پس تصمیم گرفتم از کتاب مستطاب «امثال و اصطلاحات چهار محال» نوشته‌ی فاضل ارجمند جناب آقای محمّد فاضلی استفاده کنم و مطالب را به ترتیب الف بایی که خود ایشان نگاشته است، در وبلاگ بازتاب دهم، تا بعد ببینم چه کار می‌توان کرد. جناب فاضلی برای جمع‌آوری مطالب این کتاب حقیقتاً زحمت زیادی کشیده است و باید به ایشان دست‌مریزادی اساسی گفت.‏

مشخّصات این کتاب چنین است:

امثال و اصطلاحات چهار محال، به کوشش: آقای محمّد فاضلی، نشر فردا، اصفهان، چاپ اوّل، 1372.‏

این کتاب، اکنون نایاب است و از این نظر هم که مطالب آن در اختیار افراد قرار بگیرد، خوب است. اگر توضیحاتی علاوه بر آن چه در کتاب آمده، به نظرم رسید، آن‌ها را هم خواهم نوشت.

دوستانی هم که مطلبی در باره‌ی فرهنگ یا اصطلاحات ده‌کرد دارند، می‌توانند هم‌چنان آن را برای ثبت در وبلاگ در بخش نظرها بنویسند تا به نام خودشان در وبلاگ بیاید.

از این پس، گوش و چشم شیطان بدبخت، کر و کور، هر سه روز یک بار، با یک اصطلاح و مَثَل و خلاصه مطلب فرهنگی مربوط به دی‌کرد، در خدمت دوستان فرهنگ‌دوست هستم. نخستین اصطلاح را بخوانید:

1. آب آمد و نان را بُرد:

هنگامی که باران، مداوم می‌بارد و نابودی محصولات کشاورزی را به هم‌راه دارد، می‌گویند: آب آمد و ... .

[اصطلاح به لهجه‌ی ده‌کردی: اُ اومد و نونا بُرد.]‏

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟ لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.