بي‌عار به سادگي، نانش به دستش مي‌رسد و درمانده نمي‌شود.

نوعي اظهار گلايه‌ي مبالغه‌آميز فرد زحمت‌كش است كه با وجود كوشش بسيار به نتيجه نمي‌رسد و هم‌چنان مشكلات مالي دارد، امّا مي‌بيند ديگراني كه از نظر او، يا واقعا، تنبل و بي‌عار هستند، به سادگي و بي هيچ زحمت و تلاشي، زندگي خود را مي‌گذرانند؛ گويي كه نان آن‌ها دمِ درِ خانه‌شان يا در كُلونِ در خانه‌شان است.

* بي‌عار: تنبل، تن‌پرور. * كُلون:‌ قفل‌هاي قديمي درِ خانه‌ها كه از داخل خانه در را قفل مي‌كرد.

[اصطلاح به لهجه‌ي ده‌كردي: آدِم بي‌عار نونِش تو كولون درِس / دره.]

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.

دکتر خواجه علی هم لطف کرده و نوشته اند:

این طور هم می گویند:

«بی عار بی کار، نون تو کولون»

با تشکر از ایشان.