با هم سازش و توافق داشتن در کاری که قرار است به صورت شراکتی باشد.

يادداشت: معمولا به صورت منفي كاربرد دارد.

مثال: این دو نفر نمی‌توانند با هم شراکت / كار / ازدواج کنند، آبشان توی یک جوی نمی‌رود.

[اصطلاح به لهجه‌ی ده‌کردی: اُ تو یه جوق رفتن.

مثال: اُمون / اُشون، تو یه جوق نم‌ر ِد.]‏

نظر شما دوست عزیز در باره‌ی این اصطلاح و توضیحش چیست؟

آیا جمله یا ضرب‌المثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقه‌ی خود سراغ دارید؟

لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.