5. آب توی یک جوی رفتن:
با هم سازش و توافق داشتن در کاری که قرار است به صورت شراکتی باشد.
يادداشت: معمولا به صورت منفي كاربرد دارد.
مثال: این دو نفر نمیتوانند با هم شراکت / كار / ازدواج کنند، آبشان توی یک جوی نمیرود.
[اصطلاح به لهجهی دهکردی: اُ تو یه جوق رفتن.
مثال: اُمون / اُشون، تو یه جوق نمر ِد.]
نظر شما دوست عزیز در بارهی این اصطلاح و توضیحش چیست؟
آیا جمله یا ضربالمثل یا اصطلاحی شبیه به آن در روستا و شهر و منطقهی خود سراغ دارید؟
لطفاً آن را با ذکر دقیق مطلب و نیز نام محلّی که در آن جا رایج است، در بخش نظرات بنویسید.
+ نوشته شده در شنبه هشتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 8:42 توسط دِیکُرد
|